سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

610

تاريخ ايران ( فارسى )

احاطه مىكند دو خليج كوچك بنام خور عبد اللّه و خور زبير وجود دارد كه به طرف شمال تا بيست ميلى بصره امتداد دارد . آلمانها مصمم شدند كه انتهاى خطآهن را در خور عبد اللّه قرار دهند و به اين مسئله كه آن در قلمرو خاك شيخ مبارك واقع ميشد اهميت ندادند . تركها كه جاسوسان آنها بودند در نقاط مختلف كه جزيرهء بوبيان نيز جزو آن بود پست‌هائى درست كردند و با وجود اعتراض رسمى بريتانياى كبير در آنجا باقى ماندند . در اين ضمن شركت ونك هاوس كه از دولت آلمان كمك ميگرفت بسرعت توسعه يافت . در سال 1901 مركز آن به بحرين انتقال يافت و شعبات آن در بصره و بندرعباس افتتاح شد . به محض اينكه آنها خود را در مركز صيد مرواريد مستقر ساختند از سلطان كه ادعاهاى او در خليج فارس خالى و واهى بود تقاضا نمود كه انحصار صيد مرواريد را به يك سنديكاى آلمانى واگذار نمايد . او نزديك بود كه تقاضاى اربابهاى خود را به‌پذيرد و بعلاوه موضوع اجارهء جزيرهء هالول نيز مورد مذاكره بود كه بريتانياى كبير مداخله نمود و اين نقشهء جديد را هم باطل ساخت . كوشش‌هاى بعدى خيلى جدىتر بود . شيخ شرقه يكى از رؤساى قبيله كه با او قرارداد موقتى بسته شده بود و بموجب عهدنامهء 1892 متعهد شده بود كه با هيچ دولتى جز بريتانياى كبير وارد در معاهده‌اى نشود امتياز استفاده از خاك سرخ حوالى جزيرهء ابو موسى را به سه نفر عرب واگذار نمود . دو نفر از اين اعراب در بندر لنگه و سومى آنها در شرقه ميزيستند . شركت ونك هاوس اين امتياز را بدست آورد . ولى شيخ مطابق مواد عهدنامه فورا آن را لغو نمود . او آخر الامر يك دستهء بزرگى از اتباع خود را براى بيرون كردن صاحبان امتياز فرستاد اين عمل باعث برخاستن يك طوفانى در مطبوعات آلمان شد ، ولى چون اين وضعيت قابل آن نبود كه وزارت امور خارجهء برلين از آن دفاع كند پس از يك اعتراض رسمى از اهميت افتاد . يك كوشش ديگر آلمانها نيز بايد در اينجا ذكر شود . آلمانها سعى نمودند كه امتياز آبيارى درهء كارون را بدست بياورند كه در نتيجهء آن يك حريم طولانى از رودخانه در خرمشهر بدست آنها بيفتد ، ولى باز نفوذ زياد بريتانيا